X
تبلیغات
زولا











سکوت گوش خراش !!!

صدای سنگین سکوت در وبلاگم پیچیده (!)
اولین روز ماه رمضون

اول از همه ماه مبارک رمضان را به همه تبریک می گم و امیدوارم که همه نمازو روزه هاتون قبول درگاه حق قرار بگیره و البته امیدوارم که همتون نمازهاتونو بخونین و روزه هاتونم بگیرین . من خاطره ی اولین روزی که تو ماه رمضون امسال روزه گرفتمو نوشتم اگه خواستید بخونید .  

این خاطره ی اولین روز ماه رمضونه منه :

من دیشب طرفای ساعت 2:15 بود خوابیدم و صبح هم برای سحری ساعت 4:25 دقیقه بود بیدار شدم تا ساعت 4:47 دقیقه که اذان باشه غذا و آب خوردمو مسواک زدم که اذان هم همون موقع گفت و بعد از مسواک وضو گرفتم , نماز خوندم و طرفای ساعت 5:20 بود که خوابیدم و صبح هم ساعت 7:30 بیدار شدم که برم باشگاه تا ساعت 8:00 آماده شدم وبعد راه افتادم رفتم باشگاه راه باشگاه هم خیلی طولانیه تقریباً یه رب پیاده روی یه رب هم با ماشین که روی هم رفته من نیم ساعت تو راه بودم اونم با دهن روزه اونجا هم بخاطر تمرینات خیلی تشنم میشد اما نمی تونستم آب بخورم (خیلی سخته) بعد که باشگاه تموم شد با چند تا از بچه ها اون یه رب پیاده رویو تا چهار راه اومدیم برای ماشین سوار شدن که هر کدوممون یه طرف می رفتیم من یه مسیر بقیشون یه مسیر دیگه برای اونا ماشین گیر اومد رفتن ولی برای من گیر نمیومد از هر چندتا ماشین یکیشون به مسیر من می خورد (تازه شانس بیارم که اون ماشین پر نباشه) خلاصه خیلی دردناکه نمی دونید تو اون آفتاب سوزان منتظر ماشین موندن چقد بد و خسته کنندس خلاصه یه ماشین گیرم اومد تازه اونم چه ماشینی یه پیکان خیلی خراب و قدیمی که من با خودم فک می کردم که الآن اگه درشو ببندم ماشین خورد میشه اینقد که وارفته بود تو راه هم هی ریب می زد من که با خودم هی می گفتم که الآن این ماشینه همه ی قطعاتش از هم باز می شه دیگه خلاصه صحیح و سالم رسیدم خونه داشتم از خستگی و تشنگی میمردم که یکی دو ساعتی خوابیدم خستگیم بر طرف شد بعدشم که شروع کردم به نوشتن خاطره ی امروز که خیلی روزه بد و خسته کننده ای بود .


پاورقی 1:این بود خاطره ی امروز من که دیدم چون روز اول ماه رمضونه نوشتم .

پاورقی 2:شاید به نظر خیلیاتون بی مزه بیاد ولی به گفته ی بعضی از دوستان کپی پیست نکردم از خودم نوشتم .

پاورقی 3:نظر یادتون نره می خوام نظرتونو راجع به این روز بدونم .

+نوشته شده در پنج‌شنبه 21 مرداد 1389ساعت03:59 ب.ظتوسط Ghasedak | نظرات (11)