X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان











سکوت گوش خراش !!!

صدای سنگین سکوت در وبلاگم پیچیده (!)
ســــــــــــــــــــــلام

ســــــــــــــــــــــلام بچه ها

خوبین ، خوشین ، خوش میگذره ؟؟؟

 

 

اول از همه باید معذرت خواهی کنم به خاطر اینکه به ندرت میتونم بهتون سر بزنم لطفا گلگی ازم نداشته باشین . ( دیگه خودتون میدونید دلیلش چیه الآنم این پستو تو کافی نت دارم میذارم )

 

دوم از همه جمعه ساعت 11:30 رسیدم جاتون خالی خیلی خوش گذشت ( البته خیلیاتون رفتین میدونید چقدر خوش میگذره )

 

سوم اینکه سلامتی دیگه خبر خاصی ندارم

 

چهارم اینکه ببخشید اینقد مسخره آپ میکنم این پستو گذاشتم فقط محض اینکه اعلام وجود کنم

 

 

 

پاورقیجات :

 

۱ ) به بچه های شهید سلطانی یه خسته نباشید میگم ، من اومدم نمایشگاهتون ولی متأسفانه چون دیر اومدم فقط تونستم از غرفه ی تاریخ تمدن بازدید کنم که تقریبا فک کنم همتون اونجا بودین ولی من نتونستم ببینمتون ولی فک کنم داداش فرید منو به شما معرفی کرده باشه  

۲ ) یه مرده دنبال کتری میگشت رفت آشپزخونه اینورو نگاه کرد دید نیست اونورو نگاه کرد دید هست .

۳ ) میتونی بدون اینکه چشماتو ببندی عطسه کنی ؟؟؟!!!

۴ ) آخ جون بازم تمدید شد ایندفعه یه ماه البته یه ماه نه ۲۴ روز به خاطر اینکه قبلا ۵ روز تمدید کرده بودیم اون ۵ روزو از این کم کردن . 


۵ ) اون عکس خیلی حجابی بود یه عکس بازتر گذاشتم :







+نوشته شده در دوشنبه 23 اسفند 1389ساعت01:09 ب.ظتوسط Ghasedak | نظرات (26)